خرید بک لینک
سلام. سه روز پیش گوشیم روتو ایستگاه اتوبوس دزدیدند. میخواستم ازدواج کنم و هنوز هم میخوام ، رفتم خواستگاری ولی بعدش برا مراسم بله برون خانوادم مخالف شدند. همه اینها یه طرف ، یکی از مخاطبین گفت من 40 سالم و چندتا بچه دارم و شوهرم زندان بخاطر بدهی ، گفت فکر میکردیم خدا میرسونه ولی نرسوند، دوست عزیزی که میگید من نا امیدم ، اولا من از لطف خدا هیچوقت ناامید نیستم. دوم خدا که گفته ازدواج کنید روزیتون من میرسونم، و منم به این مسئله ایمان دارم. شما اگه ایمان داشتید قطعا الان این مشکلات نداشتید، شرایط هر کسی با بقیه متفاوت. ولی داستان من یه طور دیگه است. مشکل من اینه که خانوادم هیچ کس رو قبول نمیکنند در حالیکه افرادی با وضع بدتر از من زندگی خوبی دارند

برچسب: نویسنده: هلیا صالحی تاريخ: دوشنبه 27 آذر 1396 ساعت: 19:17

اولا سلام. سلام نشانه شخصیت و سرشت پاک ادماست. و اما درباره متن پیامی که شما نوشتید، به اطلاع تون میرسونم یادم نمیاد خواستگاری دختری رفته باشم که تک دختر بوده. خداروشکر تا جایی که من از خودم اطلاع دارم و میدونم به خواستگاری چه افرادی رفته بودم همه اون افراد یا خودشون جواب منفی دادند یا خانوادشون جواب منفی دادند. پس بهتره بجای اینکه سو استفاده کنید قدری به سخنانی که زدید فکر کنید. برای اینکه درستی کارم اثبات بشه خودم شکایتی تنظیم کردم و پیگیر پیامی که شما گذاشتید میشم و مطمئن باشید به راحتی شناسایتون میکنند. اینکه گفتید شما عکسی دارید اگه داشتید و اگه صحت داشت حرفهاتون خیلی راحت میتونستید بهم پیام بدید. کسی که اینطوری عمل میکنه مشخصه قصدش سو استفاده است. پس مطلع باسید که این مورد تحت پیگیری و ان شاالله بزودی شما برای پاسخگویی به این تهدیدتون به مراجع قضایی احضار خواهید شد..

برچسب: نویسنده: هلیا صالحی تاريخ: دوشنبه 27 آذر 1396 ساعت: 19:17

امیدوارم خدا جواب زخمی که پدر و مادر به دلم زدند را به حق رسول خدا تا قبل از اتمام سال بده. من ادمی نیستم که کسی رو نفرین کنم ولی بدونید که انقدر رنج به دلم وارد کردند با خودخواهی با نامردی که در حقم کردند که امیدوارم به حق رسول خدا همین روزا جواب سختی رو از خدا دریافت کنند تا بفهمند رفتن خواستگاری دختر مردم وقتی میرید و بعدش بخاطر منافع خودتون باعث این ظلم بر علیه دو انسان شدید بفهمید بدون عقاب نمیمونه. ولی من راه خودم میرم و در نهایت از این جماعت تلخ چهره روزگار جدا میشم.

برچسب: نویسنده: هلیا صالحی تاريخ: دوشنبه 27 آذر 1396 ساعت: 19:17

بالاخره پس از گذشت روزهای خیلی سخت ، و البته همراهی خانواده عروس خانم و البته خود عروس خانم ، به روزهای پایانی دوران نامزدی نزدیک میشویم. ان شاءالله دوهفته دیگه رسما عقد میکنیم. حالا هر کسی هم مخالف باشه ، سروکارش با خداست. ما وظیفه خودمون انجام دادیم.

برچسب: نویسنده: هلیا صالحی تاريخ: دوشنبه 27 آذر 1396 ساعت: 19:17

صفحه بندی